اسماعیل عبدالرسول، پدر چهار فرزند و اهل دارفور سودان، در توصیف ورود خود به اسرائیل در سال ۲۰۰۷، پس از پنج سال زندگی فلاکتبار در مصر و سفری جهنمی از میان شبهجزیره سینا، میگوید: «وقتی رسیدم، از خوشحالی میرقصیدم. آن روز یکی از شادترین روزهای زندگیام بود.»
امروزه کمتر کسی به یاد میآورد که طی سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲، شمار زیادی از آفریقاییها ــ بهویژه اریترهایها و سودانیها ــ بدون مجوز اقامت وارد اسرائیل شدند. این موج مهاجرت، برای مدتی اسرائیلیها را دچار نگرانی و التهاب کرد و جمعیت قابل توجهی از آفریقاییها را، عمدتاً در تلآویو، در این کشور اسکان داد. شمار کل مهاجران غیرقانونی آفریقایی که وارد اسرائیل شدند حدود ۵۵ هزار نفر برآورد میشود که از این میان، حدود ۳۵ هزار نفر همچنان در این کشور زندگی میکنند. این ماجرا، به دلیل درام انسانی، خشونت، راهحلهای اتخاذشده و پیامدهای آن، همچنان شایسته یادآوری است.
سفر
تقریباً همه آفریقاییهای مسلمان از راه زمینی خود را به کشور یهود رساندند. این موج مهاجرت در سال ۲۰۰۶ آغاز شد؛ ظاهراً پس از آنکه شماری از قاچاقچیان مصری به چند صد آفریقایی کمک کردند تا وارد اسرائیل شوند و دولت اسرائیل نیز برخوردی نسبتاً ملایم با آنان در پیش گرفت. با انتشار خبر این موضوع در مصر و سپس در دیگر نقاط آفریقا، افراد بیشتری راهی این مسیر شدند. اوریل هیلمن، روزنامهنگار، در سال ۲۰۰۹ انگیزه آفریقاییهای ساکن مصر را چنین توصیف کرد:
«در یک سو خطر و فقر قرار دارد؛ اردوگاههای شلوغ پناهندگان، فرصتهای شغلی اندک و سربازان مصری که بیش از حد مشتاقاند به هر کسی که بخواهد به سوی اسرائیل فرار کند تیراندازی کنند... و در سوی دیگر، رفاه و امنیت نسبی؛ کشوری غربی، دولتی دلسوزتر و طیفی گسترده از خدمات حمایتی برای پناهندگان، از جمله در برخی موارد، فرصتهای شغلی.»
امانوئل، نوجوان ۱۶ ساله سودانی که سالم از مرز عبور کرده بود، گفت: «اینجا خوب است. من عاشق اسرائیل هستم. مردم اینجا مهربان هستند.» او روی تختی تمیز میخوابد، روزانه سه وعده غذا میخورد و گاه به استخر، اردوهای تابستانی و گردش در طبیعت برده میشود.
یک زن سودانی نیز توضیح داد که چرا بیش از ۲۰۰ مایل را در مصر و صحرای سینا تا مرز اسرائیل پیاده طی کرده است: «مصریها به ما تف میکردند و ما را میمون و حیوان صدا میزدند»، در حالی که شنیده بود در اسرائیل با او رفتار مناسبی خواهد شد. و واقعاً نیز چنین شد: «به ما شکلات و آبمیوه دادند و بعد دستبند زدند.»
با انتشار خبر این زندگی نسبتاً مناسب در اسرائیل ــ با همه جزئیاتش، از شکلات و آبمیوه گرفته تا دستبند ــ قاچاق انسان نیز رونق گرفت. ابراهیم، یتیمی اهل لابه در گینه، در غرب آفریقا، روایت میکند که چگونه در سال ۲۰۰۶، هنگامی که تنها ۱۵ سال داشت، صاحب فروشگاه لوازم برقی محل کارش از ثروت و رفاه در اسرائیل برای او سخن گفت و پیشنهاد کرد هزینه سفرش را بپردازد، به شرط آنکه ابراهیم تا پایان عمر نیمی از درآمد خود را به او بدهد. ابراهیم این پیشنهاد، که عملاً به معنای تن دادن به نوعی بردگی بود، پذیرفت و خیلی زود خود را در سفری زمینی و ۱۳ روزه از گینه، از طریق مراکش و مصر، به ایلات و سپس تلآویو یافت. در تلآویو، قاچاقچیان او را به ایستگاه مرکزی اتوبوس بردند، اما کارفرمایی که قرار بود تحویلش بگیرد هرگز نیامد و همین فرصت فرار را برای او فراهم کرد. پس از فرازونشیبهای فراوان ــ از شستن قابلمه در رستوران و زندگی در پناهگاه نوجوانان بیخانمان گرفته تا تحصیل در مدرسهای ویژه کودکان در معرض خطر و گذراندن مدتی در زندان ــ سرانجام یک زوج اسرائیلی پذیرفتند سرپرستی قانونی او را بر عهده بگیرند. این حمایت به او امکان داد تحصیلاتش را به پایان برساند، تابعیت اسرائیل را به دست آورد، نام خود را به آوی بِئِری تغییر دهد، در سال ۲۰۱۱ به عنوان افسر به نیروهای دفاعی اسرائیل بپیوندد و حتی به تغییر دین و گرویدن به یهودیت بیندیشد.
تا پیش از امضای پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰، که طی آن خارطوم اسرائیل را به رسمیت شناخت، دولت سودان اسرائیل را کشوری دشمن میدانست؛ از اینرو، اقامت در آنجا برای شهروندان سودانی مخاطرات ویژهای داشت. احمد توضیح میدهد: «اسرائیل دشمن مطلق به شمار میرفت. اگر دولت سودان میفهمید که به اسرائیل رفتهام، گلویم را میبرید.» با این حال، به دلیل شرایط اسفبار زندگی در مصر، راهی اسرائیل شد. او میگوید: «ما به هر حال اینجا داشتیم از بین میرفتیم.» او برای پرداخت دستمزد قاچاقچی، پول قرض کرد تا خود و خانوادهاش را به اسرائیل برساند.
سانکا، مهاجر سودانی دیگری که مدتی را در بازداشت گذرانده و در یک کیبوتص زندگی میکند، به یاد میآورد که قاضی پروندهاش به او گفته بود: «به دلیل روابط خصمانه میان سودان و اسرائیل، نمیتوانیم شما را آزاد کنیم، زیرا ممکن است برای شهروندان ما خطری باشید.» سانکا در پاسخ گفته بود: «این را باور نمیکنم. من برای درخواست کمک و برقراری دوستی با این کشور به اسرائیل آمدهام.» با این حال، دولت اسرائیل اعلام کرد: «سرویسهای امنیتی هیچ راهی برای تشخیص این موضوع ندارند که چه کسی به دستور القاعده به اسرائیل نفوذ کرده و چه کسی صرفاً فردی بیگناه است که برای نجات جان خود گریخته است.»
وحشت در مصر
عبور از مصر دشوارترین مرحله این سفر بود و بسیاری از آفریقاییهای مسلمان در این مسیر به دست نیروهای دولتی، حماس یا قبایل ساکن شبهجزیره سینا مورد خشونت قرار گرفتند یا جان خود را از دست دادند. پلیس مصر دستکم ۲۷ سودانی را که مقابل دفتر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در قاهره تجمع کرده بودند، کشت. افزون بر این، مرزبانان مصری بارها از نیروی مرگبار علیه مهاجران غیرمسلح استفاده کردند. برای نمونه، در اوت ۲۰۰۷، سربازان اسرائیلی گزارش دادند که دیدهاند مأموران مرزی ابتدا دو مهاجر سودانی را در مرز هدف گلوله قرار داده و کشتهاند و سپس «دو پناهنده دیگر را از پشت دروازه مرزی بیرون کشیده و با سنگ آنقدر کتک زدهاند تا جان باختهاند.»
حماس و متحدان قبیلهای آن در سینا نیز با مهاجران رفتاری بیرحمانه داشتند. بر اساس گزارشی که وبسایت واینت با استناد به یافتههای سازمان غیردولتی «اوریوان» منتشر کرد، مهاجران آفریقایی
در طول مسیر با عوامل حماس روبهرو میشدند که در ازای دریافت دو هزار دلار وعده میدادند آنان را بهصورت قاچاق به اسرائیل منتقل کنند. اما در عمل، مهاجران را به بازداشتگاهی در حومه رفح، شهر مرزی مصر با غزه، میبردند و از خانوادههایشان در اریتره میخواستند برای آزادی آنان ده هزار دلار باج بپردازند. ... هشت نفر از مهاجران کشته و چهار نفر دیگر ناپدید شدهاند؛ گفته میشود آنان قربانی برداشت و قاچاق اعضای بدن شدهاند. حدود یکصد نفر نیز به «اردوگاه کار اجباری» در مکانی نامعلوم، احتمالاً در سرزمینهای فلسطینی، منتقل شدند. اسیران بهشدت مورد ضربوشتم قرار میگیرند و زنان و کودکان بارها هدف تجاوز قرار میگیرند. در این گزارش آمده است: «زندانیان غذای نامناسب میخورند و مجبورند ادرار خود را بنوشند. بیشتر مهاجران به خودکشی فکر میکنند.»
حمدی العزازی، مدافع حقوق بشر مصری، درباره نحوه انتقال آفریقاییها به مرز مصر و اسرائیل میگوید: «با آنان بدتر از حیوانات رفتار میکنند.» به گفته او، قاچاقچیان مهاجران را در وانتها و تانکرهای خالی پنهان میکنند. «آنها اغلب در وانتها محفظهای مخفی میسازند که پناهندگان در آن جای میگیرند و سپس روی آن را با میوه، سبزیجات و حتی حیوانات میپوشانند.»
اما وضعیت از این هم هولناکتر است. العزازی درباره اردوگاههایی که مهاجران آفریقایی در آنها زندانی میشدند، چنین توضیح میدهد:
«زندانیان تحت انواع شکنجه و تحقیر قرار میگیرند؛ اغلب در حالی که بستگانشان در خارج از کشور، از پشت خط تلفن، فریادهای استیصال آنان را میشنوند. این وضعیت تا زمانی ادامه مییابد که باج پرداخت شود و اجازه آزادی آنان در مرز اسرائیل صادر گردد. کسانی که تلاش میکنند فرار کنند، بیدرنگ کشته میشوند و زنان زندانی بارها مورد تجاوز قرار میگیرند، آن هم اغلب در برابر چشمان شوهران یا برادرانشان.»
اگر خانوادهها نتوانند مبلغ درخواستی ــ که بسته به گروه آدمربا بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار متغیر است ــ بپردازند، جوانان برای برداشت اعضای بدن به بازار قاچاق منتقل میشوند و هنگام خارج کردن کلیههایشان کشته میشوند. اجساد فراوانی بدون کلیه در صحرای سینا پیدا شده و بسیاری از آنها نیز سوزانده شدهاند.
در یکی از گزارشها آمده است: «اوایل ماه آوریل، اجساد بهشدت مثلهشده نه شهروند سومالی در ساحلی در اسکندریه مصر پیدا شد. تمامی اندامهای حیاتی آنها خارج شده بود.» برای آنکه اعضای بدن بیشترین ارزش ممکن را داشته باشند، آنها را معمولاً کادر پزشکی آموزشدیده از بدن افراد زنده خارج میکنند. العزازی توضیح میدهد: «اگر فرد مرده باشد، اندامهایش دیگر ارزش چندانی ندارند.» به گفته او، قاچاقچیان ابتدا قربانیان را با مواد مخدر از هوش میبرند، «سپس اعضای بدنشان را خارج میکنند، آنها را رها میکنند تا جان بدهند و در پایان اجسادشان را همراه صدها جسد دیگر در چاههای عمیق و خشک میاندازند.» العزازی ــ که تنها منبع این روایت تکاندهنده است ــ تصاویری در اختیار دارد که به گفته یکی از خبرنگارانی که آنها را دیده، «در یکی از آنها جسدی دیده میشود که از زیر چانه تا ناف شکافته شده و قفسه سینه آن با دقت اره شده است.» به گفته روبرتو مالینی، تحلیلگر ایتالیایی، «بخش عمده درآمد حاصل از قاچاق انسان و اعضای بدن، در نهایت صرف تأمین مالی گروههای مسلح بنیادگرا، بهویژه حماس، میشود.» سازمان ملل متحد نیز برآورد کرده است که تجارت جهانی اعضای بدن تنها در سال ۲۰۱۱ بین ۶۰۰ میلیون تا ۱٫۲ میلیارد دلار سود به همراه داشته است.
چنین چالشهای هولناکی در مصر بود که برخی از آفریقایی ها برای رسیدن به اسرائیل، پذیرفتند.
واکنشهای اسرائیل
از سال ۲۰۰۶، زمانی که ورود غیرقانونی سودانیهای مسلمان و اریترهایهای مسیحی به اسرائیل آغاز شد، دولت اسرائیل افرادی را که بهعنوان نفوذی دشمن تلقی میکرد بازداشت میکرد، اما در بسیاری از موارد، پس از مدتی آنها را در خیابان رها میکرد. برخی دیگر نیز از بازداشت میگریختند و مستقیماً راهی خیابانها میشدند.
در اوت ۲۰۰۷، دولت اسرائیل ۵۰۰ مهاجر دارفوری را که پیش از آن وارد اسرائیل شده بودند، بهعنوان پناهنده پذیرفت؛ اما اعلام کرد که بر اساس توافقی با قاهره، تمامی مهاجران غیرقانونی آینده به مصر بازگردانده خواهند شد. به نظر میرسد این توافق هرگز بهطور کامل اجرا نشد، زیرا شمار پناهندگان دارفوری تا فوریه ۲۰۰۹ به ۶۰۰ نفر افزایش یافت و همگی آنان اجازه پناهندگی و کار دریافت کردند.
در سال ۲۰۰۹، مئیر اسحاق هالوی، شهردار ایلات، از اینکه بخشهایی از شهرش «توسط نفوذیها فتح شده است» ابراز نگرانی کرد. او گفت:
«از آنجا که بسیاری از مهاجران به دنبال کار هستند و برخی نیز نشانی ثابت ندارند، شمار زیادی از آنها در پارکها و زمینهای ورزشی تجمع میکنند. ورود [مهاجران] بدون کنترل ادامه دارد... بدون آنکه بخواهیم کلیگویی کنیم، بدون تردید شاهد افزایش خشونت در میان این جمعیت بودهایم. موارد مرتبط با مصرف الکل نیز افزایش یافته است.»
به همین ترتیب، در سال ۲۰۱۱، ران هولدای، شهردار تلآویو، آفریقاییها را «نفوذی» خواند و اظهار داشت: «اکنون برای همه روشن است که آنها به عنوان کارگران مهاجر به اینجا میآیند و در خطری موجودیت نیستند.»
در سال ۲۰۱۰، آرنون سافر، جغرافیدان دانشگاه حیفا، پیشبینی کرد که با ادامه روند کنونی مهاجرت، اسرائیل تا سال ۲۰۲۵ میزبان حدود ۵۰۰ هزار مهاجر غیرقانونی خواهد بود. او این رقم را، در مقایسه با جمعیت ۷٫۶ میلیون نفری آن زمان اسرائیل، «تهدیدی وجودی» برای کشور دانست. در همان سال، اسحاق آهارنوویچ، وزیر امنیت عمومی اسرائیل، گفت که تا ۲٫۵ میلیون مهاجر آفریقایی که در آن زمان در قاهره زندگی میکردند، «منتظر» ورود به اسرائیل هستند. در اوج موج مهاجرت، در اواخر سال ۲۰۱۱، اسرائیل میزبان ۱۱۷٬۸۴۸ کارگر مهاجر غیرقانونی و ۳۸٬۳۵۴ پناهجو از سراسر جهان بود.
با توجه به این پیشبینیها و هشدارها درباره «سیل» مهاجران غیرقانونی که «مشاغل اسرائیلیها را تهدید میکند و ماهیت یهودی و دموکراتیک کشور اسرائیل را به خطر میاندازد»، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، ساخت حصاری در امتداد مرز ۲۴۲ کیلومتری اسرائیل با مصر ــ از رفح تا ایلات و حتی تا دریای سرخ ــ و همچنین ایجاد بازداشتگاهی با ظرفیت نگهداری ۱۰ هزار مهاجر را تأیید کرد.
دولت اسرائیل بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، ۴۵۰ میلیون دلار برای این حصار پنجمتری، که «پروژه ساعت شنی» نام داشت، هزینه کرد؛ طرحی که یکی از پرهزینهترین پروژهها در تاریخ این کشور به شمار میآید. این حصار بلافاصله میزان نفوذ غیرقانونی را بیش از ۹۹ درصد کاهش داد؛ در نیمه نخست سال ۲۰۱۲، ۹۵۷۰ آفریقایی بهطور غیرقانونی وارد اسرائیل شدند، در حالی که این رقم در نیمه نخست سال ۲۰۱۳ تنها ۳۴ نفر بود. هنگامی که قاچاقچیان راههایی برای عبور از حصار پیدا کردند، در سال ۲۰۱۶ ارتفاع آن در امتداد ۱۷ کیلومتر از پنج متر به هشت متر افزایش یافت. این حصار نه تنها بحران جمعیتی ناشی از مهاجرت را ــ که ماهیت دولت یهود را به چالش میکشید ــ کاهش داد، بلکه به بحران اخلاقی مربوط به وضعیت آفریقاییهای پناهجو نیز پاسخ داد.
با وجود داستانهای امیدوارکننده، مهاجران غیرقانونی مسلمان آفریقایی عموماً دوران دشواری را در اسرائیل سپری کردهاند؛ بهویژه از آن رو که بسیاری از آنان نه از مناطق جنگی، بلکه در جستوجوی فرصتهای اقتصادی بهتر مهاجرت کرده بودند. نتانیاهو در سال ۲۰۱۷ این تفاوت را چنین بیان کرد: «آنها پناهنده نیستند؛ یا دستکم بیشتر آنها پناهنده نیستند. بیشترشان به دنبال کار هستند.» یک مقام پلیس اسرائیل نیز درباره سودانیها گفت: «برخی از آنها وبسایتهایی راهاندازی کردهاند که مسیرهای قاچاق را توضیح میدهد تا اعضای خانواده و دوستانشان بتوانند به آنها در اسرائیل ملحق شوند.»
نبود استقبال گسترده از سوی اسرائیلیها باعث شد برخی از آفریقاییها به فکر ترک این کشور بیفتند. جوس نوف، مهاجر ۲۷ ساله سودانی، در سال ۲۰۲۱ گفت: «من زندگی خوبی میخواهم. اگر کشورم امن بود، حتی یک دقیقه بیشتر اینجا نمیماندم، چون آیندهای برای خود نمیبینم.» با این حال، اسرائیل همچنان جذابیت خود را حفظ کرده و برخی آفریقاییها مسیرهای غیرمستقیم دیگری را برای رسیدن به سرزمین موعود امتحان میکنند. برای نمونه، در ماههای مه و ژوئن ۲۰۲۰، اسرائیل ۱۶ مرد سودانی را که تلاش کرده بودند در تاریکی شب از لبنان وارد کشور شوند، بازداشت و اخراج کرد.
برخی اسرائیلیها، از جمله اور مور-یوسف از مرکز توسعه پناهندگان آفریقایی تلآویو، از فرصت ازدسترفته برای تبدیل این جوانان مسلمان آفریقایی به «بهترین سفیران اسرائیل» از طریق استقبال گرمتر از آنان ابراز تأسف کردند. در مقابل، برخی دیگر با دیدگاه گای بچور، پژوهشگر و روزنامهنگار، موافق بودند که مهاجران غیرقانونی آفریقایی نه کارگران موقت و نه پناهنده، بلکه مهاجران دائمی بودند که حضورشان از سوی برخی اسرائیلیهای چپگرا بهعنوان راهی برای «تغییر توازن جمعیتی کشورمان» مورد استقبال قرار گرفت. بچور استدلال کرد که چپگرایان، پس از ناکامی در هدف خود برای ورود گسترده فلسطینیها به اسرائیل، با انتشار این تصور که «اسرائیل بهشت است و میتوان با پای پیاده به آن رسید»، آفریقاییها را به این مسیر تشویق کردند. او هشدار داد که اعطای شهروندی به مهاجران و سپس اجازه پیوستن خانوادههایشان به آنان میتواند باعث شود جمعیت مسلمانان در کشوری که زمانی یک دولت یهودی بود، به اکثریت تبدیل شود.
گزارشهای مربوط به مهاجران آفریقایی، با توجه به تجربه تاریخی یهودیان و جایگاه اسرائیل بهعنوان پناهگاهی برای ستمدیدگان، اغلب به دیدگاه چپگرایان اسرائیلی درباره مسئولیت اخلاقی اسرائیل در پذیرش مهاجران غیرقانونی اشاره میکنند. اما همانگونه که بچور خاطرنشان کرد، این دیدگاه ممکن است نادیده بگیرد که استقبال گسترده میتواند ساختار جمعیتی و ویژگیهای اساسی کشور را تغییر دهد.
این مسئله در سال ۲۰۲۳، مدتها پس از پایان موج مهاجرت آفریقاییها، بار دیگر مطرح شد و به بخشی از مناقشه گسترده درباره اختیارات دیوان عالی اسرائیل تبدیل شد: آیا دادگاه باید و در چه شرایطی بتواند قوانین تصویبشده توسط کنست، پارلمان اسرائیل، را لغو کند؟ طرفداران محدود کردن اختیارات دیوان عالی به سه مورد اشاره کردند که در آنها دادگاه قوانینی را لغو کرده بود که به دولت اجازه میداد مهاجران غیرقانونی آفریقایی را بدون محاکمه و برای مدتی نامحدود بازداشت کند. آنان استدلال کردند که دادگاه به شکلی غیردموکراتیک حقوق مهاجران را بر حقوق ساکنان جنوب تلآویو ترجیح داده است و این تصمیمها را نمونهای از زیادهروی قضایی و مداخلهگری دانستند. سیمخا روتمن، یکی از رهبران تلاش برای اصلاحات قضایی، گفت: «این کنست است که از حقوق محافظت میکند، نه دیوان عالی.»
نتیجهگیری
مهاجرت خودجوش آفریقاییهای مسلمان به اسرائیل نمونه کوچکی از مهاجرتهای گسترده احتمالی آینده از آفریقا به کشورهای ثروتمند در دهههای پیش رو است؛ بهویژه با توجه به اینکه جمعیت این قاره ممکن است تا سال ۲۱۰۰ سه برابر شود. موجهای مهاجرتی معمولاً با انتشار خبر موفقیت یک فرد یا گروه در رسیدن به کشور مقصد آغاز میشوند. سپس مهاجران بیشتری همان مسیر را دنبال میکنند و در پی آن، قاچاق انسان، فساد و خشونت شکل میگیرد؛ پس از آن، حصارها و موانع دیگر ساخته میشوند و سرانجام بحران فروکش میکند.
رویدادهای سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲ همچنین جنبهای کاملاً اسرائیلی داشت. مهاجران مسلمانی که کشورهای خود را ترک کردند، مسافتهای طولانی پیمودند، تجربههای هولناکی را در مصر پشت سر گذاشتند و در کشور یهودی شانس خود را آزمودند، نشانهای آشکار از تحسینی گسترده اما کمتر دیدهشده نسبت به اسرائیل هستند. فراتر از شعارهای خشمآلود سازمان ملل یا تعصب سرد برخی استادان مطالعات خاورمیانه، شمار زیادی از مسلمانان خواهان زندگی در میان صهیونیستها هستند. همانگونه که مالکوم هدینگ از سفارت بینالمللی مسیحیان در اورشلیم اشاره کرده است: «قابل توجه است که در حالی که برخی دانشگاهیان تحصیلکرده بریتانیایی، اسرائیل را کشوری نژادپرست و غیراخلاقی میدانند، به نظر میرسد این پناهندگان ساده سودانی درک بهتری دارند. در این مورد، آفریقاییها تحسینی را ابراز میکنند که تاکنون در میان فلسطینیها و مسلمانان خاورمیانه بیشتر شناخته شده بوده است. بنابراین، آفریقاییهای مسلمانی که مشتاق رسیدن به کشور یهودی هستند، به جنبه مهمی از پذیرش فزاینده اسرائیل اشاره میکنند.»
در نهایت، موج مهاجرت مسلمانان آفریقایی نشاندهنده تحول بزرگتری است: کشورهای عربی و مسلمانان بهطور کلی بیش از گذشته اسرائیل را میپذیرند و حتی به آن احترام میگذارند، در حالی که چپ سیاسی، که زمانی از متحدان اصلی اسرائیل برخوردار بود (برای نمونه استالین و ترومن)، اکنون به یکی از شدیدترین منتقدان غربی آن تبدیل شده است (برای نمونه جرمی کوربین و برنی سندرز). بهطور نمادین، اسرائیل روابط بهتری با عربستان سعودی دارد تا با اسکاتلند، اسپانیا یا سوئد. ملیگرایان و اسلامگرایان فلسطینی همچنان عامل اصلی بسیاری از خشونتها علیه یهودیان و اسرائیل هستند، اما مشروعیتزدایی از سوی چپگرایان، همراه با تهدید هستهای ایران، بزرگترین خطر پیش روی کشور را تشکیل میدهد.
بهروزرسانی ۲ سپتامبر ۲۰۲۳: به نظر میرسد تحول تازهای رخ داده است: مهاجران غیرقانونی آفریقایی، در این مورد اریترهایها، اختلافات کشور خود را با خود به اسرائیل آوردهاند. در جریان چند ساعت آشوب در تلآویو میان گروههای رقیب مهاجران اریترهای و پلیس، ۱۴۰ نفر زخمی شدند. حدود ۱۵ نفر در درگیری میان فعالان طرفدار و مخالف حکومت اریتره در خارج از مراسمی که سفارت این کشور سازماندهی کرده بود، بهشدت مجروح شدند. به گفته یکی از فعالان، ۳۰ مأمور پلیس نیز زخمی شدند. او گفت پلیس از احتمال وقوع درگیری آگاه شده بود، اما درخواستها برای لغو این مراسم نادیده گرفته شد.
بهروزرسانی ۳ سپتامبر ۲۰۲۳: شورش میان اریترهایها به کسانی، از جمله دولت اسرائیل، که خواهان اخراج مهاجران غیرقانونی بودند اما پیشتر با مخالفت دیوان عالی روبهرو شده بودند، انگیزه تازهای داد. دفتر نخستوزیر بنیامین نتانیاهو در بیانیهای اعلام کرد: «یک تیم ویژه وزارتی برای بررسی اقدامات لازم علیه نفوذیهای غیرقانونی که در این ناآرامیها شرکت داشتند، از جمله اقداماتی برای اخراج آنان، تشکیل شد.» نتانیاهو در این نشست گفت خشونتهای روز شنبه «از خط قرمز عبور کرده است» و مهاجران غیرقانونی را «تهدیدی واقعی برای شخصیت و آینده اسرائیل بهعنوان یک کشور یهودی و دموکراتیک» خواند. او افزود:
«این آشوب، این خونریزی، چیزهایی نیستند که بتوانیم تحمل کنیم... ما خواهان اقداماتی قاطع علیه آشوبگران هستیم، از جمله اخراج فوری کسانی که در این ناآرامیها شرکت داشتند. برای من دشوار است درک کنم چرا باید با کسانی که اعلام میکنند از این رژیم حمایت میکنند، مشکل داشته باشیم؛ آنها قطعاً نمیتوانند درخواست پناهندگی مطرح کنند.»
«همچنین میخواهم این انجمن طرحی کامل و بهروز برای بازگرداندن تمامی نفوذیهای غیرقانونی باقیمانده از اسرائیل تهیه کند. این هدف جلسه امروز ماست.»
دیگر مقامهای دولتی نیز خواستار اخراج شدند:
- میکی زوهر، وزیر فرهنگ: «اسرائیل کشوری قانونمند است. کسانی که در خیابانها شورش میکنند، مغازهها را تخریب میکنند و به مأموران پلیس حمله میکنند، باید بهشدت مجازات و فوراً اخراج شوند.»
- نیسیم واتوری، نماینده کنست از حزب لیکود: «فردا صبح باید صف اتوبوسهای اخراج آنها تشکیل شود!»
- بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی، گفت: «شورشهای روز شنبه تنها پیشنمایشی از چیزی است که در انتظار ماست، اگر نفوذیها را به کشورهای خود بازنگردانیم.»
- یاریو لوین، وزیر دادگستری: «ما برای یهودی و دموکراتیک ماندن کشور، و برای حق ساکنان جنوب تلآویو و ایلات برای داشتن زندگی امن مبارزه میکنیم؛ تا جنوب تلآویو به غرب وحشی تبدیل نشود.»
۷ سپتامبر ۲۰۲۳: شیمون شرمن در مقاله «چگونه به اینجا رسیدیم: داستان بحران مهاجران آفریقایی اسرائیل» مروری بر این وضعیت ارائه کرد.
۲۷ نوامبر ۲۰۲۳: مولوگتا تساگی، شهروند اریترهای، به پاس نجات جان یک سرباز اسرائیلی در حمله ۷ اکتبر، اقامت دائم اسرائیل را دریافت کرد.
۱۴ فوریه ۲۰۲۴: یک مهاجر غیرقانونی اهل غنا که دختری در ارتش اسرائیل دارد به موضوعی خبری در اسرائیل تبدیل شد.

