ایل تمپو: توازن قدرت فعلی و آرایش راهبردی در خاورمیانه را چگونه ارزیابی میکنید؟
دانیل پایپس: همانطور که از زمان جنگ جهانی اول تاکنون نیز چنین بوده است، این منطقه همچنان در حال تجربه تغییرات سریع است — احتمالاً سریعترین تغییرات در جهان. امروز، ترکیه و اسرائیل به عنوان قدرتهای مسلط منطقهای ظهور کردهاند و امارات متحده عربی نیز بهطرز چشمگیری در حال تقویت جایگاه خود است. در مقابل، ایران بخش عمدهای از نفوذ خود را از دست داده است، در حالی که قدرتهای پیشین مانند مصر، سوریه و عراق تقریباً به بازیگران کماهمیتی تبدیل شدهاند. عربستان سعودی با توجه به جمعیت، وسعت سرزمینی و هزینههای نظامیاش باید بازیگری مهم باشد، اما همواره بیش از آنکه یک قدرت بالفعل باشد، یک قدرت بالقوه باقی مانده است.
ایل تمپو: رقابت میان ترکیه و اسرائیل چگونه پویاییهای منطقه را شکل میدهد؟
دیپی: سی سال پیش، اتحاد میان آنها عمق و دوام ظاهری داشت. اما به قدرت رسیدن رجب طیب اردوغان در سال ۲۰۰۳، چشمانداز و جهتگیری ترکیه را به سوی اسلامگرایی و فاصله گرفتن از غرب بهطور اساسی تغییر داد. من پیشنهاد میکنم این تحول را با به قدرت رسیدن آیتالله خمینی در ایران در سال ۱۹۷۹ مقایسه کنیم؛ با این تفاوت که در ترکیه این تغییر به شیوهای دموکراتیکتر، با خشونت کمتر و با کارآمدی بسیار بیشتر رخ داد. تنشها میان آنکارا و اورشلیم اکنون بر سیاست سوریه سایه افکنده است و احتمالاً به حوزههای دیگری مانند قبرس، غزه و سومالی نیز گسترش خواهد یافت.
ایل تمپو: در این صفحه شطرنج ژئوپلیتیکی در حال تحول، چه سناریوهایی برای آینده قابل تصور است؟
دیپی: انتظار داشته باشید که هر یک از اسرائیل و ترکیه رهبری بلوکی رقیب از کشورها را بر عهده بگیرند — از یک سو امضاکنندگان پیمان ابراهیم و از سوی دیگر اسلامگرایان سنی مانند عربستان سعودی و قطر.
ایل تمپو: چه چشماندازی برای رژیم ایران میبینید؟
دیپی: سرکوب داخلی و شکست اقتصادی به این معناست که این رژیم در مسیر فروپاشی تدریجی قرار دارد. هر شورش آن را ضعیفتر میکند و در نهایت یکی از این شورشها دیکتاتوری را سرنگون خواهد کرد. اگر انقلاب اسلامی آغازگر دوره کنونی خاورمیانه بود، یک انقلاب ضداسلامی به آن پایان خواهد داد. اگر پسر شاهی که در سال ۱۹۷۹ سرنگون شد، حدود نیم قرن بعد به تخت سلطنت بازگردد، اوج طنز تاریخ خواهد بود.
ایل تمپو: در حالی که دولتهای ایران و آمریکا در عمان دیدار میکنند، تحول مسئله ایران را چگونه میبینید؟
دیپی: با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران سرانجام سقوط خواهد کرد و تنها پرسش این است که چه زمانی و چگونه، مسئله اصلی در عمان به نقش ایالات متحده مربوط میشود: آیا آمریکا بخشی از راهحل خواهد بود یا نه؟ به بیان روشنتر، آیا همانطور که میلیونها ایرانی امیدوارند، به رژیم حمله خواهد کرد یا خیر؟
ایل تمپو: دفاع از سکولاریسم و محافظت در برابر اسلامگرایی تا چه اندازه برای غرب حیاتی است؟
دیپی: از آنجا که اسلامگرایی تنها ایدئولوژی تمامیتخواه جهانی قدرتمند است — زیرا نه پوتین و نه شی جینپینگ ایدئولوژی جهانی تازهای ارائه نمیدهند — مبارزه با آن از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است؛ اهمیتی تقریباً مشابه مبارزه با فاشیسم در جنگ جهانی دوم و کمونیسم در دوران جنگ سرد. با این حال، تاکنون این مبارزه در غرب عمدتاً با خودفریبی و بزدلی همراه بوده است.
ایل تمپو: تجدید حیات اخیر یهودستیزی در جوامع غربی را چگونه ارزیابی میکنید؟
دیپی: این پدیده با اشکال پیشین تعصب ضدیهودی متفاوت است، زیرا در درجه نخست به اقدامات اسرائیل مربوط میشود، نه به جوامع یهودی در سراسر جهان. افزون بر این، این تمرکز عمدتاً بر اقدامات اسرائیل در کرانه باختری و غزه است، نه مثلاً در لبنان یا ایران. این تعصب تنها زمانی فروکش خواهد کرد که اسرائیل مسئله فلسطین را حل کند. و این نیز تنها زمانی ممکن است که اسرائیل به این نتیجه برسد که باید در برابر فلسطینیان به پیروزی دست یابد — چیزی که، بهطرز شگفتآوری، تاکنون در پی آن نبوده است.
ایل تمپو: در جنگ روسیه علیه اوکراین باید انتظار چه تحولاتی را داشته باشیم؟
دیپی: پوشش رسانهای بیش از حد بر رنج در اوکراین تمرکز دارد. البته این رنج واقعی است، اما از آنجا که اوکراینیها از سرزمین خود در برابر یک مهاجم درنده دفاع میکنند، اراده ادامه دادن را دارند؛ بنابراین این رنج در تحلیل نهایی اهمیت ثانویه پیدا میکند. دشواری گزارشدهی از داخل روسیه باعث شده رنج در آنجا معمولاً توجه بسیار کمتری جلب کند، حتی با آنکه اهمیت بسیار بیشتری دارد: همین رنج است که جنگ تجاوزکارانه پوتین را شکل میدهد و بالقوه آن را تضعیف میکند. به همین دلیل، هر روزی که اوکراینیها مقاومت میکنند، آنها را به موفقیت نزدیکتر میکند. هر روز مرا نسبت به آینده اوکراین خوشبینتر میکند.
ایل تمپو: چشمانداز قدرت نظامی اتحادیه اروپا را چگونه ارزیابی میکنید؟
دیپی: خصومت ترامپ با متحدان مرا وحشتزده میکند، اما اعتراف میکنم که در آن یک جنبه مثبت نیز میبینم. تا زمانی که ایالات متحده بسیار قدرتمند بود و از آن قدرت مسئولانه استفاده میکرد — همانگونه که میان سالهای ۱۹۴۵ تا ۲۰۰۸ رخ داد — متحدانش میتوانستند آسوده باشند، برای خدمات اجتماعی هزینه کنند و مسائل جدی امنیتی را به واشنگتن بسپارند. همانطور که در سال ۱۹۹۷ نوشتم: «بزرگسال آمریکایی دیگران را به کودکان تبدیل میکند.» اما اکنون، پس از دو رئیسجمهور ضعیف آمریکا، اوباما و بایدن، و اکنون یک رئیسجمهور غیرقابل پیشبینی و غیرمسئول، آن متحدان ناچارند بالغ شوند و مسئولیت بپذیرند. برای اروپا، این به معنای ترک دنیای دلپذیر خدمات اجتماعی و بیدار شدن در برابر واقعیتهای قدرت سخت است: ایستادن در برابر روسیه، کمک مالی به اوکراین و توسعه توانایی نظامی جدی. حتی اگر به دلیلی ناخوشایند رخ داده باشد، این تحولی بسیار مطلوب است.
ایل تمپو: تلاشهای کنونی غرب برای تجدید تسلیحات، بهویژه در ارتباط با ناتو، را چگونه ارزیابی میکنید؟
دیپی: هشتاد سال وابستگی به ایالات متحده به آسانی تعمیر نکند، بنابراین این تغییر با کندی دردناکی پیش میرود. با این حال، ترکیب تهدید روسیه و اقتصاد عظیم اروپا — که تقریباً همتراز اقتصاد ایالات متحده و ده برابر اقتصاد روسیه است — مرا خوشبین میکند که اروپاییها در نهایت با موفقیت از عهده این تغییر بر خواهد آمد.
ایل تمپو: ارزیابی شما از سیاست خارجی دونالد ترامپ چیست؟
دیپی: من در شبکه ایکس او را «یک رئیسجمهور مغرور، حواسپرت، کجخلق و پولپرست با هوش یک دانشآموز متوسط کلاس دهمی [۱۵ ساله]» توصیف کردهام. میتوانم اضافه کنم که او نادان، ناسازگار و بیوفاست. چنین فردی در واقع سیاست خارجی ندارد، بلکه تعصب خارجی دارد. البته او گاهی گامهای بسیار درستی نیز برمیدارد — مانند کمک به اسرائیل برای نابودی زیرساختهای برنامه هستهای ایران — و این موارد باید مورد توجه قرار گیرد. قبلاً میگفتم یک کابوی کاخ سفید را تصرف کرده است؛ اکنون او را بیشتر شبیه یک شاهزاده قرون وسطایی میبینم که به هیچکس پاسخگو نیست.
ایل تمپو: ظهور دوباره و محتاطانه تشکیلات سنتی سیاست خارجی جمهوریخواهان — بهویژه چهرههایی مانند مارکو روبیو — را در مقایسه با جنبش «ماگا»، که به نظر میرسد دستکم تا حدی در حال از دست دادن شتاب است، چگونه تفسیر میکنید؟
دیپی: این روند بسیار امیدوارکننده است، اما میتواند در یک لحظه تغییر کند. فردا ممکن است ترامپ روبیو را با یک سیاستمدار رادیکال «ماگا»، مانند مارجوری تیلور گرین — متحد سابق خود — جایگزین کند. همه سیاستهای او غیرقابل پیشبینی و در معرض تغییر فوری هستند.

