«بخش قابل توجهی از مردم فلسطین با دیدگاههای حماس موافق نیستند.»
— جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا
برنامه نتانیاهو
در ۲۲ فوریه ۲۰۲۴، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سند کوتاهی با عنوان «روز پس از حماس» را به کابینه امنیتی خود ارائه کرد. دفتر او این سند را «مجموعهای از اصول که بازتابدهنده اجماع گسترده عمومی درباره اهداف جنگ و جایگزین مدنی برای حکومت این سازمان تروریستی در نوار غزه است» توصیف میکند. بخش کلیدی این سند بیان میکند که دولت اسرائیل قصد دارد برای بازسازی غزه، در درجه نخست با ساکنان این منطقه و در درجه دوم با کشورهای عربی دوست همکاری کند.
بر اساس این طرح، امور مدنی و مسئولیت حفظ نظم عمومی بر عهده بازیگران محلی دارای «تجربه مدیریتی» خواهد بود؛ افرادی که با دولتها یا سازمانهای حامی تروریسم ارتباطی ندارند و از آنها کمک مالی دریافت نمیکنند. همچنین برنامهای برای رادیکالزدایی در تمامی نهادهای مذهبی، آموزشی و رفاهی نوار غزه، با مشارکت و حمایت هرچه بیشتر کشورهای عربی دارای تجربه در مقابله با افراطگرایی، اجرا خواهد شد.
در گامی در جهت اجرای این برنامه خودگردانی، ارتش اسرائیل در اواخر فوریه طرح آزمایشی غیررسمی آنچه را «مناطق بشردوستانه» مینامید آغاز کرد. این مناطق که در بخشهایی از شمال غزه و پس از پاکسازی از حضور حماس ایجاد شدهاند، از نهادهای محلی ادارهکننده متشکل از رهبران جامعه، بازرگانان و فعالان مدنی تشکیل شدهاند. وظایف این نهادها شامل توزیع کمکهای بشردوستانه و بازنگری در برنامههای درسی مدارس است. این روند با سرعتی اندک پیش میرود. یکی از مقامات مسئول توضیح داد: «ما به دنبال افراد مناسبی هستیم که مسئولیت را بر عهده بگیرند. اما روشن است که این کار زمان میبرد؛ زیرا کسی که تصور کند حماس به خاطر همکاری با ما گلولهای به سرش شلیک خواهد کرد، داوطلب نخواهد شد.»
باید توجه داشت که سند ۲۲ فوریه هیچ اشارهای به تشکیلات خودگردان فلسطینی نمیکند؛ نه آن را در این طرح میگنجاند و نه صراحتاً کنار میگذارد. بهطور کلی، این سند از پرداختن به موضوعات جنجالی پرهیز میکند. روزنامه نیویورک تایمز آن را «متنی که با دقت تنظیم شده تا تصمیمگیریهای بلندمدت درباره آینده این سرزمین را به تعویق اندازد و از ایجاد رویاروییهای برگشتناپذیر با متحدان داخلی و شرکای خارجی جلوگیری کند» توصیف کرده است.
یک منبع محرمانه به من اطلاع داده است که این طرح تا حد زیادی بر گزارشی با عنوان «ایجاد ستونهای صلح: گزینهای برای غزه» استوار است؛ تحلیلی مستقل که در اوت ۲۰۱۴ به دولت اسرائیل ارائه شد. این گزارش سازوکاری را پیشنهاد میکند که به ساکنان غزه امکان میدهد از طریق ایجاد یک ساختار انتقالی بینالمللی مبتنی بر الگوی پیمانهای اسلو، امور خود را اداره کنند. همچنین دوازده گروه کاری بخشی برای پوشش حوزههایی همچون کشاورزی، آموزش، اشتغال، محیط زیست، بهداشت، زیرساخت و مسکن، نهادسازی، پلیس، بخش خصوصی، امور مالی عمومی، گردشگری و حملونقل و مخابرات پیشنهاد میکند.[۱]
انتقادات
ایده همکاری اسرائیل با ساکنان غزه با دو انتقاد اصلی روبهروست. نخستین انتقاد ترجیح میدهد مسئله غزه در چارچوبی سیاسی و گستردهتر بررسی شود. جو بایدن خواستار «تشکیلات خودگردان فلسطینی احیاشده» شده است. در همین راستا، جان کربی، سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا، با لحنی محتاطانه به این طرح واکنش نشان داد و گفت: «مردم فلسطین باید از طریق یک تشکیلات خودگردان فلسطینی احیاشده، صدا و حق رأی داشته باشند.»
طبیعی است که تشکیلات خودگردان فلسطینی با این طرح مخالف باشد. نبیل ابوردینه، سخنگوی این تشکیلات، آن را تلاشی برای «تداوم اشغال سرزمینهای فلسطینی توسط اسرائیل و جلوگیری از تشکیل کشور فلسطین» دانست. حماس نیز دیدگاهی مشابه دارد. مصطفی ابراهیم، تحلیلگر فلسطینی، این طرح را «رویایی که صرفاً حول محور اسرائیل و منافع آن شکل گرفته و هیچ توجهی به کرامت انسانی یا حقوق فلسطینیان ندارد» توصیف کرده است.
برخی نیز گزینههای جایگزین ارائه میکنند. محمد دحلان، سیاستمدار تبعیدی اهل غزه، پیشبینی میکند که یک رهبر جدید فلسطینی برای اداره غزه ــ شاید خود او ــ با حمایت کشورهای عربی قدرت را در دست گیرد. آویگدور لیبرمن، رهبر حزب «اسرائیل بیتنو»، معتقد است که مصر باید «به نمایندگی از سازمان ملل و اتحادیه عرب» کنترل غزه را بر عهده بگیرد. ناتان شارانسکی، فعال برجسته دموکراسیخواه، امیدوار است عربستان سعودی و امارات متحده عربی به ایجاد «اقتصادی مستقل، نظام آموزشی عادی، مسکن مناسب و جامعهای مدنی» کمک کنند. در همین حال، حدود ۴۰ درصد از اسرائیلیها، از جمله دو وزیر برجسته کابینه، خواهان ازسرگیری شهرکسازی یهودیان در این منطقه هستند.
دومین انتقاد میپذیرد که غزه همچنان به عنوان منطقهای مستقل باقی بماند، اما معتقد است اسرائیل قادر نخواهد بود «بازیگران محلی» لازم برای همکاری را پیدا کند. منتقدان دلایل متعددی برای رد خوشبینی ضمنی موجود در طرح نتانیاهو ارائه میکنند.
- دشمنی با صهیونیسم در غزه ریشههایی عمیق و دیرینه دارد. حتی پیش از سال ۱۹۶۷، در برخی کتابهای درسی غزه مثالهایی از این دست دیده میشد: «شما پنج اسرائیلی دارید. سه نفر از آنها را میکشید. چند اسرائیلی دیگر برای کشتن باقی میماند؟» به بیان دیگر، وقایع ۷ اکتبر بر بستری تاریخی و فرهنگی دیرپا بنا شده و بازتابدهنده بخشی از نگرشهای موجود در جامعه غزه است.
- آیا مردم غزه تا اندازهی که از حماس میترسند به اسرائیل اعتماد خواهند داشت؟ خلیل شیکاکی، رئیس مرکز تحقیقات سیاست و نظرسنجی فلسطین، بر اساس نتایج پژوهشهای خود نتیجه میگیرد که «اسرائیل عملاً هیچ فردی را نخواهد یافت که حاضر باشد جایگزین حماس شود و در کنار ارتش اسرائیل فعالیت کند.» از این رو، به اعتقاد او، اسرائیل «چارهای جز اداره مستقیم غزه نخواهد داشت.»
- برخی منتقدان نیز به تجربه «لیگهای روستایی» اسرائیل در فاصله سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۲ اشاره میکنند؛ تلاشی برای ایجاد روابط با ساکنان میانهرو کرانه باختری. این تجربه در نهایت، عمدتاً به دلیل ضعف پشتیبانی امنیتی اسرائیل، شکست خورد.[۲]
سامی ابوزهری، از رهبران ارشد حماس، تلاش اسرائیل برای ایجاد ساختار حکومتی جدید در غزه را «بیمعنا» توصیف میکند و پیشبینی میکند که «هرگز به موفقیت نخواهد رسید.» میر بنشبات، رئیس پیشین شورای امنیت ملی اسرائیل، نیز تا حدی با این ارزیابی موافق است و انتظار دارد که حماس «همچنان نیروی مسلط در نوار غزه باقی بماند.» هفتهنامه اکونومیست نیز نتیجهگیری میکند که غزه ممکن است به «یکی دیگر از دولتهای شکستخورده خاورمیانه تبدیل شود؛ سرزمینی ویران که هرگز بهطور کامل بازسازی نخواهد شد.»
تحلیل حاضر از طرح نتانیاهو و خوشبینی نهفته در آن حمایت میکند[۳] و از ایدهای دفاع میکند که من آن را «غزهای شایسته تحت مدیریت غزهایهای شایسته» مینامم.[۴] امید من بر این واقعیت استوار است که ساکنان غزه تجربهای هولناک و شاید کمنظیر در تاریخ معاصر بشر را پشت سر گذاشتهاند: بهرهبرداری حاکمانشان از آنان به عنوان ابزاری برای جنگ تبلیغاتی و روابط عمومی.
به همین دلیل، استدلال میکنم که هرچند بسیاری از غزهایها همچنان دیدگاههای ضدصهیونیستی دارند، اما اکثریت آنان از حماس بیزارند و عمیقاً خواهان عبور از وضعیت کنونی و حرکت به سوی آیندهای بهتر هستند؛ حتی اگر این امر مستلزم همکاری با دشمن صهیونیستی باشد. همچنین آنان ممکن است آمادگی اداره یک ساختار حکومتی مبتنی بر الگوی رایج حکومتهای اقتدارگرای خاورمیانه را داشته باشند.
حماس در برابر مردم غزه
آن «تجربهی هولناک و احتمالاً بی نظیر» زمینهساز احساسات ضد حماس میشود. دیکتاتورهایی در طول تاریخ سربازان را نیرویی مصرفشدنی میدانند. جان انسانها برای آنها اهمیت چندانی ندارد؛ همیشه میتوان افراد بیشتری را به خدمت اجباری فراخواند. استفاده روسیه از زندانیان تازهاستخدامشده توسط گروه واگنر در نبرد باخموت، نمونهای از این بیاعتنایی به نیروی انسانی ارزان بود. برای ولادیمیر پوتین، تا زمانی که خط مقدم پیشروی میکرد، اهمیتی نداشت چه تعداد از سربازانش کشته شوند. دستاوردهای میدانی هر میزان تلفات انسانی را توجیه میکرد.
اما سپس به حماس میرسیم؛ سازمانی جهادی که از سال ۲۰۰۷ بر غزه حکومت میکند و پس از کشتار حدود ۱۴۰۰ اسرائیلی در ۷ اکتبر، در مرکز توجه جهانی قرار گرفت. این سازمان طی پانزده سال گذشته، هدفی معکوس و از نظر تاریخی کمسابقه را دنبال کرده است: بهجای قربانی کردن سربازان برای دستاوردهای نظامی، غیرنظامیان را برای اهداف تبلیغاتی و رسانهای قربانی میکند.
حماس بارها به اسرائیل حمله میکند تا اسرائیل را به تلافی تحریک کند، و به درستی انتظار دارد که ویرانی و رنج در غزه، حمایت یهود ستیزان و رادیکالهای همه فرقهها، از جمله ملیگرایان فلسطینی، اسلامگرایان، چپگرایان افراطی، راستگرایان افراطی و دیکتاتوریهای مختلف را به همراه داشته باشد. پس از حملات حماس و تلافی اسرائیل، سرزنش خشونت به سرعت از حماس به اسرائیل و به نفع حماس تغییر میکند.[۵] به طور غیرمستقیم، هر چه غزهایها بدبختی بیشتری را تحمل کنند، حماس میتواند اسرائیل را به تجاوز متهم کند - و حمایت از آن گستردهتر و شدیدتر میشود.
حماس فعالانه میخواهد مردم غزه بمباران شوند، گرسنگی بکشند، رنج ببرند، بیخانمان شوند، زخمی شوند و کشته شوند. این گروه نیروها و موشکهای خود را در مساجد، کلیساها، مدارس، بیمارستانها و خانههای شخصی مستقر میکند. یک چهره سیاسی اماراتی به نام ضرار بلهول الفلاسی توضیح میدهد که «حماس از پشتبام یک بیمارستان موشک شلیک کرد تا اسرائیل آن بیمارستان را بمباران کند.» حماس از مردم غزه میخواهد بهعنوان سپر انسانی عمل کنند. این گروه خودروها را در جادهها متوقف میکند تا مانع حرکت غیرنظامیان به سمت جنوب و دور شدن آنها از مناطق خطر شود. حتی گزارش شده است که حماس به افرادی که قصد فرار یا پناه گرفتن دارند نیز شلیک میکند.
دولت آمریکا مدتهاست متوجه این الگوی رفتاری شده است. در سال ۲۰۱۴، دیپلمات آمریکایی دنیس راساظهار داشت که مردم غزه بهای «سرسامآوری» برای تجاوزهای حماس پرداختهاند، اما رهبران این گروه «هرگز نگران این مسئله نبودهاند. برای آنها، درد و رنج فلسطینیان ابزاری برای بهرهبرداری است، نه وضعیتی که باید به آن پایان دهند.» داگلاس فیث، مقام ارشد پیشین پنتاگون، نیز بهدرستی اشاره کرده است که «بیسابقه است که یک طرف درگیر، راهبرد جنگی خود را بر پایه حداکثرسازی تلفات غیرنظامیانِ طرف خود بنا کند.» او این رویکرد را «نه راهبرد سپر انسانی، بلکه راهبرد قربانیکردن انسانها» توصیف میکند.
شواهد زیادی - نظرسنجیها، تظاهرات و بیانیهها - وجود دارد که نشان میدهد اهالی غزه این استراتژی حماس را درک میکنند و از اینکه در یک جهاد وسواسگونه و خیالی، مهرهی حماس شوند، خودداری میکنند.
غزهایها در مقابل حماس ۱: دادههای نظرسنجی
برای شروع، نظرسنجی این موضوع را آشکار میکند. خوشبختانه، انستیتو واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک در ژوئیه ۲۰۲۳ یک نظرسنجی گسترده از غزهایها انجام داد. یافتههای آن شامل موارد زیر است:
- ۴۰ درصد از مردم غزه، حماس را منفی میدانند.
- ۴۲ درصد امیدوارند که «روزی بتوانیم با اسرائیلیها دوست باشیم، زیرا همه ما بالاخره انسان هستیم.»
- ۴۴ درصد موافقند که «باید بپذیریم که هرگز نمیتوانیم اسرائیل را شکست دهیم و جنگیدن فقط اوضاع را بدتر میکند.»
- ۴۷ درصد میگویند که پیمان ابراهیم تأثیر مثبتی داشته است.
- ۴۷ درصد میگویند «اگر بخشی از اسرائیل بودیم، برای ما بهتر از این بود که در سرزمینهای تحت حاکمیت تشکیلات خودگردان فلسطین یا حماس باشیم.»
- ۵۰ درصد میخواهند حماس «دعوت به نابودی اسرائیل را متوقف کند و در عوض یک راهحل دائمی دو کشوری بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ را بپذیرد.»
- ۵۰ درصد موافقند که «اگر عربستان سعودی روابط خود را با اسرائیل عادیسازی کند، رهبری فلسطین نیز باید روابط را عادیسازی کرده و به درگیری پایان دهد.»
- ۵۲ درصد دیدگاه منفی نسبت به اخوانالمسلمین دارند.
- ۵۹ درصد از «از سرگیری مذاکرات فلسطین با اسرائیل» حمایت میکنند.
- ۶۰ درصد اذعان دارند که وقتی درباره اخبار سوریه، یمن و سایر مناطق میشنوند، «احساس میکنند وضعیت ما آنقدرها هم بد نیست.»
- ۶۱ درصد آرزو میکنند که مشاغل بیشتری در غزه و کرانه باختری توسط اسرائیلیها فراهم شود.
- ۶۲ درصد میخواهند حماس آتشبس با اسرائیل را حفظ کند.
- ۶۳ درصد خواهان تماسهای مستقیم و گفتوگو با اسرائیلیها هستند.
- ۶۷ درصد معتقدند که «در حال حاضر، فلسطینیها باید بر مسائل عملی مانند شغل، مراقبتهای بهداشتی، آموزش و ثبات روزمره تمرکز کنند، نه بر برنامههای سیاسی بزرگ یا گزینههای مقاومت.»
- ۷۲ درصد موافقند که فلسطینیها باید بیشتر به دولتهای عربی مانند اردن یا مصر نگاه کنند تا «به بهبود وضعیت ما کمک کنند».
- ۷۲ درصد موافقند که «حماس نتوانسته است زندگی فلسطینیها را در غزه بهبود بخشد.»
- ۷۶ درصد میخواهند دولتهای عربی «نقش فعالتری در صلحسازی فلسطین و اسرائیل ایفا کنند و به هر دو طرف انگیزه دهند تا مواضع معتدلتری اتخاذ کنند.»
- ۷۹ درصد معتقدند که «در حال حاضر، اصلاحات سیاسی و اقتصادی داخلی برای ما از هر مسئله سیاست خارجی مهمتر است.»
- ۸۲ درصد موافقند که «فلسطینیها باید برای جایگزینی رهبران سیاسی خود با رهبران مؤثرتر و کمتر فاسد، تلاش بیشتری کنند.»
- ۸۷ درصد معتقدند که «بسیاری از مردم بیشتر در زندگی شخصی خود هستند تا سیاست.»
یک نظرسنجی «عرب بارومتر» از اهالی غزه که روز قبل از ۷ اکتبر انجام شد، این نتایج را تأیید میکند و نشان میدهد که
مردم غزه بیشتر احتمال داشت که رهبری حماس را مقصر مشکلات مادی خود بدانند تا محاصره اقتصادی اسرائیل. ... در مجموع، ۷۳ درصد از مردم غزه طرفدار حل و فصل مسالمتآمیز مناقشه اسرائیل و فلسطین بودند. در آستانه حمله ۷ اکتبر حماس، تنها ۲۰ درصد از مردم غزه طرفدار راه حل نظامی بودند که میتوانست منجر به نابودی کشور اسرائیل شود.
نظرسنجیکنندگان این موسسه به این نتیجه رسیدند که
اکثریت قریب به اتفاق اهالی غزه به جای حمایت از حماس، از حکومت ناکارآمد این گروه مسلح ناامید شدهاند، زیرا آنها سختیهای اقتصادی شدیدی را تحمل میکنند. اکثر اهالی غزه نیز خود را با ایدئولوژی حماس همسو نمیدانند. برخلاف حماس که هدفش نابودی دولت اسرائیل است، اکثر پاسخدهندگان به نظرسنجی، طرفدار راهحل دو دولتی با وجود فلسطین مستقل و اسرائیل در کنار هم بودند.
آمانی جمال از دانشگاه پرینستون، که در نظرسنجی عرب بارومتر شرکت کرده است، تخمین میزند که ۲۷ درصد از ساکنان غزه قبل از ۷ اکتبر به حماس رأی میدادند. گرشون باسکین، یک اسرائیلی چپ افراطی که ارتباطات زیادی در غزه دارد، موافق است: حمایت از حماس قبل از ۷ اکتبر بسیار کمتر از ۳۰ درصد بود «زیرا در غزه آنها ۱۷ سال حکومت حماس را تجربه کردهاند».
طبق نظرسنجی مرکز تحقیقات سیاست و نظرسنجی فلسطین که شش هفته پس از ۷ اکتبر انجام شد، حمایت مردم غزه از حماس به ۴۲ درصد رسیده است که نسبت به ۳۸ درصد سه ماه قبل، افزایش اندکی داشته است. به عبارت دیگر، این قتل عام حمایت از حماس را اندکی افزایش داده است، اما اکثر مردم غزه آن را رد میکنند.
غزهایها و حماس ۲: تظاهرات
نظرسنجیها در فضای خشونتآمیز غزه قابل دستکاری هستند؛ سایر مظاهر، احساسات ضد حماس را تأیید میکنند. تظاهرات عمومی یک نمونه بارز آن است.
ویدئویی از صدها نفر از اهالی غزه که از شمال به جنوب غزه منتقل شده بودند، نشان میدهد که آنها شعار «مرگ بر حماس» سر میدهند. در بیرون بیمارستان شهدای الاقصی دیر البلح، آوارگان شمال غزه خواستار آزادی گروگانهای اسرائیلی توسط حماس، پایان دادن به جنگ و فراهم کردن امکان بازگشت آنها به خانه شدند. کودکان کاغذهای سفیدی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود: «بله به بازگرداندن گروگانها». معترضان فریاد میزدند
مردم میخواهند جنگ را تمام کنند! ما به خدا توکل کردهایم؛ او بهترین پشتیبان ماست! ما کوپن غذا نمیخواهیم! ما میخواهیم زندگی کنیم! ما میخواهیم به خانههایمان بازگردیم؛ به بیتلاهیا، به الشاطی و به جبالیا!
ویدیوهایی از تظاهرات در رفح نشان میدهد که اهالی غزه به حماس و یحیی سنوار فحش میدهند. واحد ۵۰۴ اداره اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل دهها هزار مکالمه تلفنی با اهالی غزه داشته و از غیرنظامیان خواسته است مناطق جنگی را تخلیه کنند. در طول مسیر، از مقاومت محلی در برابر حماس مطلع شد، مانند زمانی که مردم محلی حماس را که سعی در تصرف خانههایشان داشت، بیرون راندند.
موضوع دزدیدن کمکهای بشردوستانه توسط حماس، احساسات زیادی را برمیانگیزد.
- پس از آنکه یک مرد مسلح حماس، احمد بریکه را که به کامیونی که در جنوب غزه کمک توزیع میکرد، نزدیک میشد، با شلیک گلوله کشت، خانوادهاش حماس را نفرین کردند، لاستیکها و یک ایستگاه پلیس حماس را به آتش کشیدند و سوگند خوردند که انتقام مرگ او را بگیرند.
- «مردی که به خاطر جلو زدن در صف نان توسط یک افسر حماس سرزنش شده بود، یک صندلی برداشت و آن را روی سرش خرد کرد.»
- «درگیری بین عوامل حماس و غیرنظامیان بر سر تدارکات، و غیرنظامیان به سمت افراد مسلح فحش میدادند.»
- «جمعیت خشمگین به سمت پلیس حماس سنگ پرتاب کردند که در صف توزیع آب جلو زدند و آنها را با مشت زدند تا پراکنده شدند.»
گزارشهای بیشتر نشان میدهد که «برخی از فلسطینیها آشکارا اقتدار حماس را به چالش میکشند... در صحنههایی که همین یک ماه پیش غیرقابل تصور بود.» این صحنهها عبارتند از:
- «نیمهشب، صدها نفر [که در پناهگاه سازمان ملل پنهان شده بودند] علیه حماس توهین کردند و فریاد زدند که میخواهند جنگ پایان یابد» در حالی که «موشکهای حماس از آسمان به سمت اسرائیل پرواز میشدند.»
- اهالی غزه «آشکارا در مقابل دوربینهای تلویزیونی از حماس انتقاد میکنند» و حماس را «خائن به مردم فلسطین» مینامند.
- ساکنان «دعا میکنند اسرائیل حماس را نابود کند و این را با صدای بلند میگویند.»
- تخلیهشدهها به جنوب غزه معمولاً با «انتقام خداوند از حماس» به یکدیگر سلام میکنند.
در یک صحنه زنده تلویزیونی، یک رهگذر سخنرانی سخنگوی حماس را مختل کرد، دست باندپیچی شده خود را به هوا پرتاب کرد و فریاد زد: «خداوند تو را مؤاخذه کند، حماس!» کلیپ بسیار پخش شده از این حادثه منجر به صدور یک تهدید عمومی از سوی حماس شد: «ما نسبت به انتشار هرگونه عکس، فیلم یا مطالبی که به تصویر پایداری و وحدت مردم ما در غزه توهین میکند، هشدار میدهیم.» به گزارش JNS، حماس برای جلوگیری از اعتراضات، «پرسنل امنیتی را در مراکز پناهندگان، مدارس و سایر مکانها مستقر کرده است.»
در مجموع، سرلشکر راسان علیان، که ریاست دفتر ارتباط ارتش اسرائیل با فلسطینیها را بر عهده دارد، به «شواهد فزایندهای از انتقاد عمومی ساکنان غزه علیه سازمان تروریستی حماس» اشاره کرد.[۶]
غزهایها در مقابل حماس ۳: مصاحبهها
بررسی پخش برنامهها، بسام طویل از اینستیتوت گیتاستون را به این نتیجه میرساند که غزهایهای مخالف حماس «تقریباً به طور کامل توسط رسانههای جریان اصلی در غرب نادیده گرفته شدهاند.» رسانههای عربی نیز «عادت کردهاند که هر فلسطینی را که جرات انتقاد از حماس را دارد، نادیده بگیرند.» با این حال، دیدگاههای مخالف آشکار میشود.
مصاحبههای زنده رسانهای در الجزیره و سایر رسانههای عربی که از چارچوب معمول خود خارج میشوند، ناخواسته نفرت از حماس و حامیان دولتی آن را پخش میکنند.
- یک مرد مسن و زخمی: اعضای حماس «میآیند و در میان مردم پنهان میشوند. چرا در میان مردم پنهان میشوند؟ میتوانند به جهنم بروند و آنجا پنهان شوند.» روزنامهنگار حرف او را قطع کرد.
- یک دختر جوان: «حماس مردم غزه را در معرض خطر قرار میدهد. جنگجویانش در تونلها پنهان شدهاند در حالی که غیرنظامیان غزه قربانی هستند.»
- یک زن مسن در خان یونس وقتیکه درباره کمکهای خارجی پرسید: همه این کمکها «به [تونلهای] زیرزمینی میرود. به همه مردم نمیرسد... حماس همه چیز را به خانههایشان میبرد.» او با لحنی اعتراضی گفت: «آنها میتوانند مرا بگیرند، به من شلیک کنند یا هر کاری که میخواهند با من بکنند.»
- مردی در خیابان: «انشاءالله خدا با قطر و ترکیه تسویه حساب کند.» در این لحظه، مصاحبهکننده حرف او را قطع کرد.
اهالی غزه خطر صحبت با خبرنگاران خارجی را به جان میخرند.
- یک تاجر ۵۶ ساله: «مردم هر دقیقه میمیرند. حماس کسی است که ما را به این گرداب وحشتناک کشانده است.»
- یک آرایشگر اهل شمال، که اکنون در جنوب پناه گرفته است. «لعنت به حماس. خدا شاهد من باشد: اگر اسماعیل هنیه را ببینم، با دمپاییام او را میزنم.»
گاهی اوقات آنها حتی اجازه میدهند هویتشان فاش شود، همانطور که در گزارش دیلی بیست آمده است.
- حسن احمد، ۳۹ ساله: «وقتی میخواهید علیه حماس یا حکومت غیررسمی آن سخن بگویید، در غزه دموکراسی وجود ندارد. ما میترسیم اگر علیه آنها حرف بزنیم، در طول جنگ یا پس از آن بازداشت شویم.»
- سلام طارق، ۳۳ ساله: «دزدها در منطقه ما زیاد شدهاند. آنها به خانههای تخلیهشده، حتی خانههای نیمهویران، وارد میشوند و هرچه به دستشان برسد میدزدند.»
- ام احمد، ۵۵ ساله: «حماس حمایت مردم غزه را از دست داده است.»
آنها همچنین دیدگاههای خود را منتشر میکنند. یک جوان پرشور غزهای ویدیویی اینترنتی ساخت تا از حماس به خاطر بیتوجهی به منافع مردم غزه، به ویژه عدم برنامهریزی برای عواقب وخیم ۷ اکتبر، انتقاد کند. واحد ۵۰۴ اطلاعات اسرائیل نظرات زیادی در مورد حماس جمعآوری میکند، مانند: «ما در حال مرگ هستیم و آنها خودشان را نجات میدهند.» پروژه «صداهای غزه» از مرکز ارتباطات صلح عبارات تلخی را از غزهایهای واقعی جمعآوری کرده است.
- «وقتی حماس کمکها را توزیع میکند، فقط اعضای حماس کمکها را دریافت میکنند.» همین امر در مورد سیستم مراقبتهای بهداشتی غزه نیز صدق میکند، جایی که «خانوادههای حماس از درمان ترجیحی برخوردار میشوند» و فوریترین نیازهای مردم عادی غزه «میتواند برای مدت طولانی به تعویق بیفتد تا وفاداران حماس در اولویت قرار گیرند.»
- «حماس مسئولیت تمام جنگها را بر عهده دارد، اما ما کسانی هستیم که بهای آن را میپردازیم.»
- «پایان دادن به حماس خواسته پیر و جوان در غزه است.»
- «ما از هر تغییری که ما را از این شر به نام حماس نجات دهد، استقبال میکنیم.»
غزهایهای مقیم خارج از کشور میتوانند رک و راست صحبت کنند، به خصوص در مورد موضوع حساس یحیی سنوار، رهبر حماس و مغز متفکر ۷ اکتبر. یکی از تبعیدیان میگوید که غزهایها از این حمله «غافلگیر» شدهاند و سنوار را «احمق و دیوانه» مینامد... ما میدانیم که حماس این جنگ را آغاز کرد، کاری که سنوار انجام داد خودکشی بود. در کل، «مردم از جنگ بسیار خسته شدهاند. دیگر بس است - چقدر دیگر؟ کافی است.» یوسف المنسی، «وزیر ارتباطات» سابق حماس، در ویدئویی از بازجویی خود توسط دولت اسرائیل، از سنوار انتقاد کرد: او «احساس میکند از همه بالاتر است» و «توهم خودبزرگبینی» دارد. علاوه بر این،
مردم نوار غزه میگویند که سنوار و گروهش ما را نابود کردند، ما باید از شر آنها خلاص شویم... من کسی را در نوار غزه ندیدهام که از سنوار حمایت کند؛ هیچکس سنوار را دوست ندارد. افرادی هستند که روز و شب دعا میکنند که خدا ما را از شر او آزاد کند.
او میگوید در مجموع، حماس «نوار غزه را نابود کرد و آن را ۲۰۰ سال به عقب برگرداند.» مخیمار ابوسعده، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه الازهر غزه که از غزه گریخته است، از «انتقادات زیادی در میان فلسطینیها مبنی بر اینکه حمله ۷ اکتبر - کشتار غیرنظامیان، زنان و کودکان اسرائیلی - یک اشتباه استراتژیک بود که اسرائیل را به جنگ فعلی تحریک کرد» خبر میدهد. او پیشبینی میکند که «وقتی جنگ تمام شود، انتقادات بیشتر و بیشتری علیه حماس خواهید شنید.» حتی یک غزهای ساکن غزه نیز شجاعت این را پیدا کرد که علیه سنوار بهشدت انتقاد کند:
میخواهم پیامم را به دولت حماس برسانم. خدا از تو انتقام بگیرد [و] اجدادت را لعنت کند. ... خدا تو را لعنت کند، ای سنوار، ای سگ زاده. خدا از تو انتقام بگیرد، تو ما را نابود کردی. ... اسیران [اسرائیلی] را [به اسرائیل] برگردان، این سگهایی که در اختیار تو هستند. ... سنوار در زیر زمین است، همراه با [محمد] ضیف و همه آن نفرتانگیزان دیگر پنهان شده است.
یکی دیگر از معترضان ضد سنوار خواستار «انقلاب گرسنگان» شد. در نهایت، تمام جمعیت علیه سنوار و دیگر رهبران حماس فریاد اعتراض سر دادند و بنا به گزارشها، نیروهای حماس به سمت تظاهرکنندگان آتش گشودند.
در مجموع، این دادههای فراوان نشان میدهد که اکثریت قاطعی از مردم غزه خواهان رهایی از استبداد حماس هستند. جوزف براود از مرکز ارتباطات صلح استدلال میکند که در حالی که تعداد کمی از مردم غزه اسرائیل را میپذیرند و اکثر آنها به مفهوم "مقاومت" پایبند هستند، "اکثریت قابل توجهی با نوع مقاومت حماس مخالفند - یعنی شروع جنگهایی که نمیتواند در آنها پیروز شود در حالی که در سنگرها پنهان میشوند و غیرنظامیان را به حال خود رها میکنند تا عواقب آن را متحمل شوند." علاوه بر این، "تعداد زیادی از مردم غزه، در حالی که با اسرائیل مخالفند، در صورتی که همکاری برایشان منافع ملموسی داشته باشد، دیدگاهی عملگرایانه نسبت به آن اتخاذ میکنند. این عملگرایان، همراه با اقلیتی که به همزیستی به عنوان یک اصل اعتقاد دارند، پایه محکمی از حمایت برای هر دولت پس از حماس متعهد به بازسازی را تشکیل میدهند." آنها در کنار هم "نشان میدهند که آیندهای متفاوت، روشنتر و صلحآمیزتر امکانپذیر است."
حمایت از غزهای شایسته
علیرغم بدبینیهای سطح بالا در مورد غزهای شایسته، این چشمانداز حمایت قاطعی را به خود جلب میکند. بسام طویل معتقد است که در حالی که "بسیاری از فلسطینیها همچنان از حماس حمایت میکنند"، تعداد فزایندهای از آنها "از آنچه تروریستهای حماس انجام دادهاند ابراز تاسف میکنند و مایل به ابراز آن هستند." مرکز ارتباطات صلح گزارش میدهد که شبکه آن در غزه شامل "جمعیت قابل توجهی از مربیان، روشنفکران و فعالانی است که با حماس مخالفند و از تغییر و توسعه سیستماتیک حمایت میکنند... احتمال آیندهای روشنتر برای غزه به یک برنامه هوشمندانه برای توانمندسازی این افراد و دیگر غزهایهایی که اراده رسیدن به آن را دارند، بستگی دارد." بسام عید، فعال حقوق بشر در کرانه باختری، امیدوار است که "اسرائیل خیلی زود غزه را از دست حماس آزاد کند. پس از جنگ، بهترین کاری که میتوان انجام داد این است که غزه را به مردم خودش واگذار کند تا حکومت کنند." قبایل در هر یک از پنج منطقه غزه باید مسئولیت را به دست بگیرند. "بگذارید آن قبایل بزرگ خودشان شهرهای خود را اداره کنند... آن قبایل امنیت بسیار خوبی را برای اسرائیل فراهم خواهند کرد."
یک گزارش نشان میدهد که رهبران کشورهای عربی از غزهای پس از جنگ که «نه عباس و نه حماس بر آن حکومت کنند» حمایت میکنند. به عباس گفته شده که از آنجا دور بماند، به حماس گفته شده که «تا زمانی که نوار غزه را کنترل میکنید، حتی یک دلار هم به آنجا نخواهد رسید.»
حتی آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده، چیزی شبیه به این را حمایت کرد: «ما نمیتوانیم به وضع موجود برگردیم، با حماس که غزه را اداره میکند. ما همچنین نمیتوانیم... اسرائیل را داشته باشیم که غزه را اداره یا کنترل کند... در این بین... گزینههای مختلفی وجود دارد که اکنون از نزدیک در حال بررسی آنها هستیم.» بلینکن میخواهد اسرائیل «شریک رهبران فلسطینی باشد که مایل به رهبری مردم خود و زندگی در کنار صلح با اسرائیل هستند.» جیمز کلورلی، وزیر امور خارجه بریتانیا، موافق است: «در اسرع وقت، حرکت به سمت یک رهبری فلسطینی صلحدوست مطلوبترین نتیجه» در غزه است.
بسیاری از اسرائیلیها با این نظر موافقند. مردخای کدار از دانشگاه بار-ایلان مدتهاست که استدلال میکند اسرائیل باید با قبایل فلسطینی تعامل داشته باشد. او با مقایسه موفقیت امارات متحده عربی، با هفت قبایلش، با فجایع در سوریه، عراق، لبنان، سودان و لیبی، نتیجه میگیرد که یک قبایل در هر دولت «بهترین راه برای ایجاد یک کشور در خاورمیانه» را ارائه میدهد. او دریافت که چنین کشورهایی به دنبال ثبات و رفاه هستند، نه دشمن. آنها نیازی به «یک دشمن خارجی مانند اسرائیل برای تبدیل همه گروهها به یک ملت» ندارند. موشه سعدا، عضو کنست، نیز چیزی مشابه را میخواهد: «یک مختار محلی [مرد بزرگی روستا] زندگی مدنی را در هر منطقه اداره خواهد کرد. هیچ دولت مرکزی وجود نخواهد داشت.»
شائول بارتال از مرکز BESA دو مرحله را پس از تصرف غزه توسط نیروهای اسرائیلی پیشبینی میکند: «یک حکومت نظامی کامل اسرائیلی» و سپس «ادغام نیروهای محلی و منطقهای، از جمله نیروهای نظامی، در دولت تازه تشکیل شده». او این دولت را متشکل از عناصر فلسطینی، مصری و سایر عناصر میداند. جاناتان رینولد و توبی گرین از دانشگاه بار-ایلان میخواهند اسرائیل برنامهریزی کند که «چگونه میتواند عناصر بوروکراسی موجود را در یک نظم سیاسی پایدار پس از حماس بگنجاند». گلن سگل از دانشگاه حیفا امیدوار است که «فلسطینیهای تحصیلکرده و شایسته» کمیتههای محلی تشکیل دهند که «مدیریت خدمات رفاهی مانند آب، برق، آموزش و بهداشت را به همراه ارتش اسرائیل بر عهده بگیرند». ناتان شارانسکی معتقد است که تنها یک جامعه آزاد فلسطینی که در آن مردم «از زندگی عادی، آزادی عادی، فرصت رأی دادن و داشتن حقوق بشر خود لذت میبرند» میتواند امنیت اسرائیل را تضمین کند. یک نظرسنجی نشان داد که ۲۱ درصد از اسرائیلیها از چنین دولت فلسطینی حمایت میکنند.
تحلیلگران آمریکایی نیز با این نظر موافقند. رابرت ساتلوف از انستیتو واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک امیدوار است که «از دل این بحران فرصتی حاصل شود... تا در غزه یک دولت نسبتاً کارآمد ایجاد شود که نیازهای شهروندان خود را در اولویت قرار دهد، نه ایدئولوژی حاکمان خود را.» مقامات سابق دولتی، لوئیس لیبی و داگلاس جی. فیث، خاطرنشان میکنند که برای غزهایهایی که با حماس مخالفند، ماههای آینده فرصتی خواهد بود، زیرا جهان خارج مشتاقانه به «غزهایهایی که طرفدار یک دولت جدید و صادق هستند که به مردم خود احترام میگذارد و از طریق سازش متقابل با اسرائیل، صلح را ترجیح میدهد» کمک خواهد کرد. جف جاکوبی، ستوننویس بوستون گلوب، دولتی اسرائیل را «که صریحاً به پرورش یک جامعه مدنی سالم متعهد باشد» بهترین راه برای «خودمختاری مؤثر و صلحآمیز» میداند.
نتیجهگیری
اسرائیل میتواند بهطور منطقی انتظار داشته باشد که در میان ساکنان غزه، گروه قابل توجهی را بیابد که آماده همکاری برای ایجاد حکومتی جدید باشند؛ حکومتی که بتواند آنان را به زندگی عادی بازگرداند. این افراد میتوانند طیف گستردهای از مسئولیتها را بر عهده گیرند: از پلیس و خدمات رفاهی گرفته تا خدمات شهری، امور اداری، ارتباطات، آموزش، برنامهریزی شهری و سایر حوزهها.
اگرچه این چشمانداز ممکن است در نگاه نخست آرمانگرایانه به نظر برسد، باید به یاد داشت که غزهایها در گذشتهای نهچندان دور، تحت حاکمیت اسرائیل از سطح مناسبی از زندگی برخوردار بودند. افرایم کارش، مورخ، مینویسد که غزه و کرانه باختری در دهه ۱۹۷۰ «چهارمین اقتصاد با سریعترین نرخ رشد در جهان را تشکیل میدادند؛ پیش از «معجزههای اقتصادی» سنگاپور، هنگکنگ و کره جنوبی، و بهطور قابل توجهی جلوتر از خود اسرائیل.» خدمات پزشکی، تأمین برق، آموزش و سوادآموزی همگی شکوفا شدند. ساکنان غزه از یخچال، آب لولهکشی سالم و بسیاری امکانات دیگر بهرهمند شدند. آنان نیز همچون دیگر مردم، از جذابیتهای یک زندگی عادی و باثبات بیبهره نیستند.
متأسفانه اسرائیل در نخستین دوره حاکمیت خود بر غزه (۱۹۶۷ تا ۲۰۰۵) نتوانست روابط پایداری با غزهایهای نسبتاً میانهرو برقرار کند و شرکای مناسبی در میان آنان بیابد. سپس، در اقدامی که میتوان آن را یک اشتباه تاریخی دانست، این سرزمین را به یاسر عرفات واگذار کرد. در اشتباهی دیگر، نهتنها پس از سال ۲۰۰۷ به حماسِ بهمراتب افراطیتر اجازه داد کنترل غزه را در دست بگیرد، بلکه از تأمینکنندگان مالی خارجی آن، از جمله قطر، نیز حمایت کرد.
اگر مایل باشید، میتوانید این ساختار سیاسی جدید را «تشکیلات خودگردان فلسطینِ احیاشده» بنامید، اما این نهاد نباید هیچگونه ارتباطی با تشکیلات خودگردان فلسطینیِ مستقر در بخشهایی از کرانه باختری داشته باشد. همچنین هیچ نهاد عربی یا بینالمللی نباید در اداره آن مشارکت مستقیم داشته باشد.
غزهای شایستهتر، نیازمند یک حکومت نظامی مقتدر اسرائیلی خواهد بود که بر یک نظام انتظامی سختگیرانه، مشابه آنچه در مصر و اردن وجود دارد، نظارت کند؛ کشورهایی که در آنها افراد میتوانند تا زمانی که از دردسر دوری کنند و به چالش کشیدن حاکمیت را در پیش نگیرند، زندگی نسبتاً عادی داشته باشند.
غزه میتواند به منطقهای تبدیل شود که بهجای جنگ با همسایه خود، از ثبات و پایداری اقتصادی برخوردار باشد. آیا اسرائیلیها از دوراندیشی و استقامت لازم برای تحقق چنین هدفی برخوردار خواهند بود؟ آیا خواهند توانست از دل یک تراژدی، دستاوردی مثبت بیرون بکشند؟
[۱] با جزئیات بیشتر: چند روز پس از اجرایی شدن پیمانهای اسلو، گروه راهبری مذاکرات چند جانبه صلح خاورمیانه، «کمیته ارتباط ویژه» را بهعنوان سازوکار اصلی هماهنگی سیاستها و امور مرتبط با توسعه اقتصادی در کرانه باختری و نوار غزه تأسیس کرد. این کمیته متعاقباً «کمیته هماهنگی کمکهای محلی» را برای مدیریت فرآیند هماهنگی کمککنندگان ایجاد کرد. این کمیته نیز به نوبه خود دوازده کمیته فرعی، موسوم به «گروههای کاری بخشی»، تشکیل داد.
[۲] این نهادها همچنین شباهتهایی به شورای حکومتی عراق، دولت موقت مورد حمایت ایالات متحده در عراق از اواسط سال ۲۰۰۳ تا اواسط سال ۲۰۰۴، دارند. این شورا که قرار بود نماینده طیفهای قومی، مذهبی و ایدئولوژیک عراق باشد، نتوانست مشروعیت عمومی کسب کند و در عوض بهعنوان نهادی ساختهوپرداخته آمریکا تلقی شد.
[۳] با وجود آنکه بارها تأکید کردهام بدبینی بخشی جداییناپذیر از حرفه یک کارشناس خاورمیانه است.
[۴] این مقاله بر پایه نسخه اولیهای با عنوان «نتیجهای مطلوب در غزه ممکن است»، منتشر شده در وال استریت ژورنال در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۳، تهیه شده است.
[۵] افزون بر این، «وزارت بهداشت غزه» ــ که عملاً تحت کنترل حماس است ــ آمار تلفات را منتشر میکند؛ آماری که هرگونه تلفات اسرائیل را تحتالشعاع قرار میدهد. برای مثال، ۱۲۰۰ اسرائیلی که در ۷ اکتبر کشته شدند، در مقایسه با رقم ادعایی حدود ۳۰ هزار کشته در غزه تا اواخر فوریه ــ رقمی که رسانههای بزرگ جهان آن را با جدیت گزارش کردهاند ــ ناچیز جلوه داده میشود.
[۶] برای نمونههای بسیار بیشتر، به مجموعه منتشر شده توسط MEMRI با عنوان «انتقاد فزاینده ساکنان غزه از حماس و مقامات آن: آنها جنگی بیهوده را بر ما تحمیل کردند؛ زندگی ما برای آنان ارزشی ندارد؛ ما خواهان پایان حماس هستیم» مراجعه کنید. این مجموعه همچنین شامل فهرستی از گزارشهای MEMRI پیش از ۷ اکتبر است که در آنها از حکومت ناکارآمد، فاسد و استبدادی حماس و نیز از شکاف میان مردم غزه و رهبران این گروه در خارج از کشور ــ که در رفاه و تجمل زندگی میکنند و اعتنایی به زندگی مردم غزه ندارند ــ انتقاد شده است.
ضمیمه ۱ مارس ۲۰۲۴: بیانیه کامل نقل شده در پاراگراف آغازین مربوط به حکومت آینده در غزه (نکات گلوله اضافه شده است):
متن کامل بیانیهای که در پاراگراف آغازین درباره حکومت آینده غزه نقل شده بود (با افزودن نشانههای گلولهای):
امور مدنی و مسئولیت حفظ نظم عمومی بر پایه اصول زیر خواهد بود:
• اداره امور به دست بازیگران محلیِ دارای «تجربه مدیریتی» که نه با دولتها یا سازمانهای حامی تروریسم ارتباط داشته باشند و نه از آنها کمک مالی دریافت کنند.
• اجرای برنامهای برای رادیکالزدایی در تمامی نهادهای مذهبی، آموزشی و رفاهی نوار غزه، با مشارکت و کمک حداکثری کشورهای عربی دارای تجربه در زمینه مقابله با افراطگرایی.
• اسرائیل برای تعطیلی آژانس امداد و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (UNRWA) تلاش خواهد کرد؛ نهادی که به ادعای اسرائیل، برخی کارکنان آن در حملات ۷ اکتبر مشارکت داشتهاند و مدارس آن به ترویج تروریسم و نابودی اسرائیل پرداختهاند. اسرائیل همچنین در پی پایان دادن به فعالیتهای این آژانس در نوار غزه و جایگزینی آن با سازمانهای امدادرسان بینالمللی مسئول خواهد بود.
• بازسازی نوار غزه تنها پس از تکمیل فرایند خلع سلاح و آغاز روند رادیکالزدایی امکانپذیر خواهد بود. طرح بازسازی این منطقه توسط کشورهایی که مورد پذیرش اسرائیل هستند تأمین مالی و هدایت خواهد شد.

